الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

328

شرح كفاية الأصول

اكنون مصنّف در اين فصل ، به دليل سوم ، يعنى اجماع ، اشاره مىكند كه بر حجّيت خبر واحد ، به آن استدلال شده است ، و براى تقريب آن ، وجوهى بيان شده است . وجوه تقريب استدلال به اجماع مصنّف از بين وجوهى كه براى تقريب استدلال به اجماع بيان شده ، به سه وجه اشاره مىكند . ( مرحوم شيخ به شش وجه اشاره كرده است ) . أحدها : دعوى الاجماع . . . [ يكى از آنها عدم تحقق اجماع محصل و منقول با تواتر ] وجه اوّل ( اجماع قولى ) مصنّف ، در اين وجه ، اجماع قولى را از دو راه تقريب مىكند . راه اوّل - اجماع قولى محصّل يعنى خود شخص بعد از تتبّع و فحص در فتاواى اصحاب ، از زمان خودش تا زمان شيخ طوسى اجماع بر حجّيت خبر واحد را تحصيل كند ، كه در اين صورت رضايت امام عليه السّلام نسبت به حجّيت خبر واحد ، كشف خواهد شد . راه دوم - اجماع قولى منقول يعنى شخص ، بعد از تتبّع در اجماعات منقوله بر حجّيت خبر واحد ، ادّعاى اجماع كند . البته در اينجا بايد توجه داشت كه اجماع منقول به نقل واحد نيست تا اشكال شود كه از طريق خبر واحد ، اثبات حجّيت خبر واحد ، شده است ، كه مستلزم دور و محال مىباشد . بلكه مقصود ، تتبّع و تفحّص در اجماعات منقول به تواتر است كه با چنين نقلى نسبت به حجّيت خبر واحد ، يقين حاصل خواهد شد . اشكال مصنّف ( و لا يخفى مجازفة . . . ) مصنّف بر وجه اول ( اجماع قولى ) اشكال مىكند و هر دو راه را ( كه تقريب آن ذكر شد ) باطل مىداند . ايشان ابتدا بطلان راه اوّل ( اجماع قولى محصّل ) را توضيح مىدهد و سپس مىگويد بطلان راه دوم ( اجماع قولى منقول ) نيز معلوم مىشود .